تبلیغات
d1200 -download free soft & game & theme,sms,clip,...

نننن

چهارشنبه 24 تیر 1394 04:09 ب.ظ

ننننننننن


<br><p> </p><center> <p></p> <table id="table1" style="BORDER-RIGHT: #808080 0px dotted; BORDER-TOP: #808080 0px dotted; FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: #808080 0px dotted; COLOR: #000080; DIRECTION: ltr; BORDER-BOTTOM: #808080 0px dotted; FONT-FAMILY: Tahoma; TEXT-ALIGN: left" width="468" border="1"> <tbody> <tr> <td>متن را وارد کنید</td></tr></tbody></table> <p></p></center><p></p>







تتتت

متن را وارد کنید
ندتادیتدی
ویدنتیبدبتدب
ندبیتبدتبدبتد
بم.ئرمبئرم


تبریک عید فطر

یکشنبه 29 شهریور 1388 04:51 ق.ظ

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد وصد حیف که آن رفت


خداوند در این یکماه فرمان مبارزه با پاره ای از حیوانیت ما را صادر کرد تا در پرتو آن غلبه بر حیوانیتمان را تمرین کرده باشیم. نمی دانم چه قدر موفق بوده ایم.حداقل می توان گفت :خوشا آنان که این فرمان خداوند را شنیدند واطاعت کردند وبدا به حال کسانی که آن را نشنیده گرفتند و در حیوانیت خود غرق بودند و اندکی هم ازآن کنده نشدند....

عید اطاعت وبندگی را به همه شما مؤمنان تبریک وشاد باش عرض می کنم...

 5487




منبع:
http://akesms.mihanblog.com


دلم برات یه ذره شده!

یکشنبه 29 شهریور 1388 04:51 ق.ظ

بی بهانه سلام ، 5487

 5487

مــن خوبم ،

 5487

گلایه ای نیست ،

 5487

قلبم می تپد ،

 5487

نگاهم می بیند ،

 5487

چرا اینگونه نگاهم می کنی ؟!

باور کن ...

هنوز هم وقتی دلتنگ میشم آرام و بی صدا اشک می ریزم ،

 5487

هنوز هم حرفهـــایم 5487 طعم دوست داشتن می دهد ،

چرا اینگونه نگاهم می کنی ؟!

 5487

به گندم زار سوگند ...

 5487

هنوز هم بی صبرانه روز را سپری می کنم به امید شب ،

 5487

هنوز هم شب غـــزل می شوم ، تا تو تــــرانه برویی،

به مـــــاه سوگند من همون ساقیت هستم ، که دیوانه وار مـــــاه را می پرستید !





منبع:
http://akesms.mihanblog.com


عید سعید فطر مبارک باد

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:55 ق.ظ

 5487

 54875487 54875487

 5487

بسم الله الرحمن الرحیم

 5487أَوَکُلَّمَا عَهَدُواْ عَهْداً نَّبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ


 5487« آیا چنین نبود که هربار آن یهودیان، (با خدا و پپامبرش) پیمانى بستند جمعى

 5487از آنان، آن را دور افکنده و مخالفت کردند؟ آرى بیشتر آنان ایمان نمی ‏آورند.» 5487

 5487

 5487وَلَقَدْ أَنْزَلْنَآ إلَیْکَ ءَایَتٍ بَیِّنَتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلّاَ الْفَسِقُونَ

 5487« ( اى پیامبر) ما آیات روشنى را به سوى تو فرستادیم که جز فاسقان، کسى به

 5487آنها کفر نمی ‏ورزد.» 5487

 5487ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام ... 5487

 5487ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده، همانگونه که بر کسانیکه

 5487قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزگار شوید

 5487 منبع : سوره بقره

عید سعید فطر بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد

 5487


 5487

 5487

 5487

 5487

 5487

سلامت وشاد و موفق باشید

در پناه یکتای بی همتا 54875487 54875487

Eid mubarak 5487





منبع:
http://akesms.mihanblog.com


خیلی دلم گرفته

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:50 ق.ظ

آه که خیلی خیلی دلم گرفته. نمیدونم چرا بعد از این 54875487دو روز 54875487که به کلبه نیامدم  54875487چرا باید اینقدر ناامیدانه بنویسم. میدونم این نوشته ام خیلی غمگینه، اما چاره ای نیست چون هوای دلم حسابی گرفته و بارانیه ، اگرچه به ظاهر خندانم و با همه خوش و بش می کنم. اما دلم حال و هوای دیگه ای داره....
 54875487

به قول اون شاعر که نمیدونم کیه:
" میان جمعم من ولی دلم تنهاست
لبم چو گل خندان، دو دیده ام دریاست
لب از برون خندد، دل از درون گرید
ز برق چشمانم نشان غم پیداست
تو شاهدی ای غم.... 54875487 54875487

 54875487

 54875487



منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


روز عجیب

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:48 ق.ظ

در یکی روز عجیب،مثل هر روز دگر، خسته و کوفته از کار، شدم منزل توی یک شهر غریب، فرصتی عالی بود، بهر یک شکوه تاریخی پر درد از او .........پس به فریاد بلند، حرف خود گفتم من:با شما هستم من! خالق هستی این عالم و آن بالاها ...... !من چرا آمده ام روی زمین؟شده ام بازیچه ، که شما حوصله تان سر نرود؟بتوانید خدایی بکنید؟ و شما ساخته اید این عالم ، با همه وسعت و ابعاد خودش ، تا به ما بنمائید ، قدرت و هیبت و نیروی عظیم خودتان ؟؟؟؟هیبتا ، ما همگی ترسیدیم ! به خداوندیتان ،تنمان می لرزد ...... !چون شنیدیم ز هر گوشه کنار ، که شما دوزخ سختی دارید ، ...... آتش سوزنده و عذابی ابدی !و شنیدیم اگر ما شب و روز ، ز گناهان و ز سر پیچی خود توبه کنیم ، چشممان خون بارد ، و بساییم به خاک درتان پیشانی ، و به ما رحم کنید ، و شفاعت باشد و صد البته کمی هم اقبال ، حور و پردیس و پری هم دارید ......تازه غلمان هم هست ، چوت تنوع طلبی آزاد است !من خودم می دانم که شما از سر عدل ، بخت و اقبال مرا قرعه زدید ، همه چیز از بخت است ! شده ام من آدم ، اشرف مخلوقات ، (راستی حیوانات ، هر چه کردند ندارد کیفر؟)داشتم خدمتتان می گفتم ، قسمتم این بوده ، جنس من مرد شده ! آمدم من دنیا ، پدرم این بوده ، که به من گفت : پسر ! مذهبت این باشد ، راه و رسم و روشت این باشد !سر نوشتم این بود ، جنگ و تحریم و از این دست نعم ..... !هر چه قرعه من آمد ! راستی باز سوالی دارم ، بنده را عفو کنید .توی آن قرعه کشی ، ناظری حاضر بود ؟
من جسارت کردم، آب هم کز سر من بگذشته، پاسخی نیست ولی می گویم
:من شنیدم که کسی این می گفت:چشم ز خودش بی خبر است. چشم را آینه ای می باید، تا خودش در یابد،تا بفهمد که چه رنگی دارد ، تا تواند ز خودش لذت کافی ببرد. عجبا فهمیدم ، شده ام آینه ای بهر تماشای شما !به شما بر نخورد ..... ! از تماشای قد و قامتتان سیر نگشتید هنوز ؟ ظلم و جور و ستم آینه را می بینید؟ شاید این آینه ، معیوب و کج است ، خط خطی گشته و پر گرد و غبار ! یا که شاید سر و ته آینه را می نگرید !ورنه در ساحتتان ، این همه زشتی و نا زیبایی؟کمی از عشق بگوییم با هم.عرفا می گویند : که تو چون عاشق من بوده ای از روز ازل ، خلق نمودی بنده !عجبا ! عشق ما یک طرفه است ؟ به چه کس گویم من ؟ می شود دست ز من برداری ؟ بی خیالم بشوی ؟ زورکی نیست که عاشق شدن ما بر هم ! من اگر عشق نخواهم چه کنم ! بنده را آوردی ، که شوم عاشق تو ، که برایت بشوم واله و حیران و خراب ، مرحمت فرموده ، همه عشق و می و ساغر خود را تو زما بیرون کش؟عذر من را بپذیر ! این امانت بده مخلوق دگر !می روم تا کپه ام بگذارم. صبح باید بروم بر سر کار ، پی این بد بختی، پی یک لقمه نان! به گمانم فردا ، جلوه عشق تو را می بینم ، در نگاه غضب آلود رئیسم که چرا دیر شده ...... !خوش به حالت که غمی نیست تو را ، نه رئیسی داری ، نه خدایی عاشق ، نه کسی بالا دست !تو و یک آینه بی انصاف ، کج و کوله است و پر از گرد و غبار ، وقت آن نیست کمی آینه را پاک کنی ؟خواب سنگین به سراغم آمد. کم کمک خواب مرا پوشانید.نیمه شب شد و صدایی آمد. از دل خلوت شب، از درون خود من ،من خدایت هستمهر چه را می خواهی، عاشقانه به تو تقدیم کنم.تو خودت خواسته ای تا باشی ! به همان خنده شیرین تو سوگند که تو ، هر چه را می بینی .ذهن خلاق خودت خلق نمود.هر چه را خواسته ای آمده است. من فقط ناظر بازی توام.منتظر تا که چرا یا که که را خلق کنی! تو فقط یک لحظه و فقط یک لحظه ، ز ته دل ، ز درون ، خواهشی نا محسوس ، نه به فریاد بلند ، بلکه از عمق وجود ، ز برای عدم خود بنما ، تو همان لحظه دگر نا بودی ، به همان سادگی آمدنت .خواهش بودن تو ، علت خلق همه عالم شد . تو به اعماق وجودت بنگر، ز چه رو آمده ای روی زمین ،پی حس کردن و این تجربه ها ، حس این لحظه تو ، علت بودن توست .تو فقط لب تر کن ، مثل آن روز نخست ، هر چه را می خواهی ، چه وجود و چه عدم ، بهر تو خواهد بود ، در همان لحظه خواستنت ، و تو را یاد نباشد که چه با من گفتی ،دلبرم حرف قشنگت این بود : شهر زائیده شدن این باشد تا توانم که فلان کار کنم و در این خانه ره عشق نهان گشته و من می یابم. پدرم آن آقا، خلق و خویش ، روشش ، میراثش ، همه اش راه مرا می سازد.بنده می خواهم از این راه از این شهر به منزل برسم. همه را با وسواس تو خودت آوردی ، همه را خلق نمودی همه را ، تو از آن روز که خودت خواسته پیدا گشتی ، من شدم عاشق تو ، دست من نیست ، تو را می خواهم ، به همین شکل و شمایل که خودت ساخته ای ، شر و بی حوصله و بازیگوش ، مثل یک بچه پر جوش و خروش ، نا سزا گفتن تو باز مرا می خواند، که شوم عاشق تر، هر چه معشوق به عاشق بزند حرف درشت ،
رشته عشق شود محکمتر
.........................!دیر بازی است به من سر نزدی !نگرانت بودم، تا که آمد امشب و مرا باز به آواز قشنگت خواندی ! و به آواز بلند ، رمز شب را گفتی :من چرا آمده ام روی زمین؟ باز هم بادم باش ! مبر از یاد مرا همه شب منتظر گرمی آغوش توام .عشق بی حد و حساب من و تو بهر تو باد ............................ !خواب من خواب نبود ! پاسخی بود به بی مهری من ،پاسخ یک عاشق ..................................به خداوند قسم ، من از آن شب ،دل خود باخته ام بهر رسیدن به عزیزم به خدا

منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


دل من

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:48 ق.ظ

 54875487
 54875487
دل من ! باز مثل سابق باش
با همان شور و حال عاشق باش
مهر می ورز و دم غنیمت دان
عشق می باز و با دقایق باش
بشکند تا که کاسه ات را عشق
از میان همه تو لایق باش
خواستی عقل هم اگر باشی
عقل سرخ گل شقایق باش
شور گرداب و کشتی سنگین ؟
نه اگر تخته پاره قایق باش
بار پارو و لنگر و سکان
بفکن و دور از این علایق باش
هیچ باد مخالف اینجا نیست
با همه بادها موافق باش


منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


دعا کردم

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:45 ق.ظ

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهاییم روئیدی با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد ازعبورتلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی ازجنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردمنمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا؟ شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا؟ تا کی؟ برای چه؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفتکسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد! ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست و من در اوج پائیزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک ابرنمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت و پروانگی مان بازبرای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

آرزومند ارزوهایتان



منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


مناجات

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:44 ق.ظ


 54875487دل آرام است،بیقرار است،سرگشته است. خسته ازتمامی تکرارهای روز مرگی حیران به دنبال چیزی است. به دنبال عظمتی که حیرانش کرده است. زیباییی که به سجده اش در آورده است. حقیقتی که به سجده اش در آورده است. حقیقتی که او را چنین متلاتم کرده است. دل از هوای گرفته این دنیا خسته است،پژمرده است. این روزمرگیها برایش ملال آوراست. بدنبال چیزی است ورای همه اینها،چیزی تا آسوده اش او را از چنگ خستگی وملال برهاند. \" دل هوای کوی دوست دارد\" واین گونه است که انسان خاضعانه رو به سوی دوست می گذارد،درد دل خود را به سوی خدا می گشاید، سفره دل را نزد او می گستراند ودست نیاز به سوی او می برد برای دریافت جوابی در سکوت هراسناک جهان: تا درد خود را با در میان نهد ونیاز خویش فقط به آستان کوی او بیان کند، تا همه ی اضطرابها واضطرارها خود را عاجزانه از او طلب کن، هر که جز او نه سزاوار پرستش است ، وهرکه جز او ناتوان وفناپذیر وخود را عاجزانه مستحق ترحم وتنها اوست که منشا رحمات بی منتها است. ودررحمتش هیچگاه به روی بنده ای بسته نمی شود: \" نقص ومنقوص همه از ناحیه بنده است.\" علی ابن الحسین زین العابدین (ع) دردعای ابو حمزه ثمالی که آن حضرت در سحرهای ماه رمضان می خواند است، چنین به خدای خود می گوید: اللهم انی اجد سبل المطالب الیک مشرعه بارالها،من جاده های طلب را به سوی تو بازو صاف. ومناهل الرجاء الیک مترعه وآبشورهای امید تورا مالامال می کنم. والاستعانه بفضلا لمن املک مبا حه وابواب الدعاء الیک للصارخین مفتوحه وکمک خواستن از فضل ورحمت تو را مجاز، ودرهای دعا را برای آنان که تو را بخوانند واز تو مدد بخواهند باز وگشاده می کنی. واعلم انک للراجین بموضع اجابه وبه یقین می دانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان، وللملهوفین بمرصد اغاثه و در کمین پناه داده به پناه خواهندگان هستی وان فی اللهف الی جودک والرضا ء بقضائک غوضا\" من منع ونیز یقین دارم که به پناه بخشندگی تو رفتن وبه قضای تو رضا دادن کمبودهای بخل وامساک... الباخلین ومندوحه عما فی ایدی المستاثرین بخل کنندگان وظلم وتعدی ستمکاران راجبران می کند. وان الرجل الیک قریب المسافه وهم یقین دارم آنکس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی به سوی تو ندارد. وانک لا تحجب عن خلقک الا ان تحجبهم العمال دونک ویقین دارم چهره تودر پرده نیست، این آمال واعمال ناشایست بندگان است کهدحجاب دیده آنها می گردد. ای کریمی که بخشنده عطایی وای حکیمی که پوشنده خطایی وای صمدی که از ادراک خلق جدایی وای قادری که خدایی را سزایی جان مارا صفای خود ده ودل مارا هوای خود ده وچشم مارا صبای خود ده و مارا آن ده که آن به الهی !عذر مارا بپذیر ، برعیب های ما مگیر الهی !خواندی تأخیر کردم الهی !فرمودی تقصیر کردم الهی !عمر خود را برباد کردم وبرتن خود بیداد کردم الهی!بساز کار من ،منگر به کردار من ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی پادشاها ! اگر گریخته بودم بر خوان لا تقنطوا تو نشاندی الهی! بر سر از خجالت گرد داریم ورخ از شرم گناه زرد داریم الهی! بر تارک ما خجالت نثار مکن و مارا به بلای خود گرفتار مکن. *** سحر*** سحر نسیم عافیت زکوی دوست می وزد سحر صبا به نکهتی زبوی دوست می وزد سحر چراغ آرزو چو آفتاب می دمد سحر جمال آینه درون آب می دمد سحر به چشم عاشقی سلام وصل می چکد سحر به یاد زلف او فلک رکاب می زند صبا سبوی عاشقی به التهاب می زند زنیمروز آفتاب هدیه به حله می رسد سحر سپاه صبحدم فرا زقله می رسد سحر سجود عشق را عروج واره می کند سحر حجاب نور را به شوق پاره می کند تودر جناب نور و می،سحر خضوع می کنی به باده سجده می بری، به گل رکوع می کنی چه فتنه ایست این سحر که چشم یار می کند لبش به نشأه می برد دمش خمار می کند حلاوتی به لعل او که زار می کشد هلا چه فتنه ایست این سحر که یار می کشد هلا به نام چشم مست او شراب در پیاله کن مذاق تشنه مرا به چشم او حواله کن بیار شرب تلخ را مذاق را مضیق کن غبار صحو را ببر رماد را حریق کن بیار نقش یار را که وقت سرخوشیست هین بیار جام باده را که تیغ غم کشیست این از آن عقیق لاله گون در این نگین جام زن پس آتشی زسکر می در این حزین خام زن سحر به یاد زلف او فلک رکاب می زند صبا سبوی عاشقی به التهاب می زند میان آب و آینه چو گل کرشمه می کند هزار دشت شوره را هزار چشمه می کند شکنج شب گرفته را به عشوه شانه می زند سحر میان چشم او خدا نهفته می شود بهار آب و نسترن از او لطیفه می شود سحر میان چشم او خدا خلیفه می شود در آفتاب آرزو صدای او ،صدای من سحر به روی دست او منو خدا ،خداو من در التهاب عاشقی صبا پیام ما رسان به چشم و خط و خال او سحر سلام ما رسان بگو به جز به یاد تو سپیده سر نمی زند غریب شهر آرزو در سحر نمی زند پرنده دلم چنان اسیر دانه تو شد فتاده در میان خون و بال و پر نمی زند دل خراب من از این خراب تر نمی شود که حنجر غمت از این خراب تر نمی زند به چشم مست او بگو مرا زدی به تیر غم غزال صبح آرزو بتاز در کویر غم غریق بحر آتشم خلیل و نوح من تویی خمار جام بی غشم شراب روح من تویی کویر جان مرده را تو چون مسیح تر نما زبان الکن مرا به می فصیح تر نما صدای سکر باده را به بوسه ای علاج کن بیا متاع عشق را در این سحر حراج کن جمال آب و آینه سحر جمیله می شود میان دستهای ما خدا وسیله می شود اگر نسیم بگذرد سحر فسانه می شود میان چشمهای ما خدا بهانه می شود بر این شکسته دل ردای عشق می کنم سحر تمام خویش را فدای عشق می کنم. باقبولی طاعات وعبادات به همه هم عزیزان "



منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


چرخوندی

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:43 ق.ظ

 54875487
من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی...
مشت بر مهره تنهائی من پیچاندی...
مُهر دستان تو دنبال دعائی می گشت...
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی...
ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی...
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی...
بر لبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست...
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی...
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت...
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی...
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود...
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی...
جمع کن : رشته ایمان دلم پاره شده ست...
من که تسبیح نبودم ، تو چرا چرخاندی ؟


منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


باغ دلت

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:42 ق.ظ

 54875487
 54875487
 54875487
وقتی چشت پاییز میشه
باغ دلت گلریز میشه
تصویر غم میشینه تو
چشم سیاهت

وقتی چشت لبریز میشه
اشکای تو اویز میشه
دونه دونه میچیکه از چشم سیات
نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو

میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جار میکشن
رفتن همیشه پر غمه
انگار دارن داد میکشن

ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو

وقتی چشت پاییز میشه
باغ دلت گلریز میشه
تصویر غم میشینه تو
چشم سیاهت

وقتی چشت لبریز میشه
اشکای تو اویز میشه
دونه دونه میچیکه از چشم سیات
نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو

میخوای بری حرفی نداری
اشکات دارن جار میکشن
رفتن همیشه پر غمه
انگار دارن داد میکشن

ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو

ای نمی دونی دل ادم را چه میشکونی
خودت بهتر از هر کی میدونی
که بارون پاییز می سوزونه دل ادما رو
دل ادما رو دل ادما رو
ای دل ادما رو

دل ادما رو دل ادما رو
دل ادما رو دل ادما رو
 54875487


منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


چه سخت است

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:42 ق.ظ

 54875487


منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


بیا.....

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:39 ق.ظ

 54875487 54875487
 54875487
* بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم
*بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم
* بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم
* بیا برخنده ی این روز خنده کنیم
*بیاباور بکنیم رنگ گلای وحشی رو
*سرخی شقایق وعطر گل بنفشه رو
* بیا این پرنده رو ازقفسش رها کنیم
* بیا بازآشتی کنیم اسم همو صدا کنیم
**گلدونا روآب بدیم
**سلام همسایه رو جواب بدیم
*دل به دریا بزنیم دوره ی غم سر اومده
*بیا باوربکن و پرنده رو رها بکن
*بیا آشتی بکن و اسم منو صدا بکن


منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


بی تو ............

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:36 ق.ظ

 54875487
 54875487
در حریم لطیف شب بوها-زیر چتری از یاسها-با قلبی پر از دلواپسیها شب را به آغوش کشیده ام.فضای سینه ام بغض آلود است و دل تب کرده ام بی تاب! کاش همچون نیلوفری تا ماه قد می کشیدم.هرچه کنار پنجره منتظر می مانم شعری قدم به اتاقم نمی گذارد.امشب باز هم در کوچه باغهای دل قدم میزنم......باران ریز و آهسته میبارد...باد ستاره ها را با خود برده است! تو از من دور و دورتر می شوی و من هر چه دستهایم را دراز می کنم به تو نمی رسم.بی تو آسمان زیبا نیست


منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


یار صمیمی

یکشنبه 29 شهریور 1388 02:35 ق.ظ

سکوت همیشه یار صمیمی و بی ریای من بوده مدتهاست که در پی سکوتی غم بار اسیرم 54875487 و هراز گاهی که میخواهم از ناگفته هایم سخن بگویم بغض اتشینی سکوت را 54875487 میهمان کلامم میکندسکوت ردپایی است از ناگفته ها...ناگفته هایی که مدتهاست زبان گفتنشان را نمیدانم ناگفته هایی که چون دردی غیر قابل التیام هر زمان 54875487 نیشتری بر قلب خسته و دردمند میزنند..انسانها چقدر متفاوتند و چقدر به هم شبیه دردهای مشابه برخوردهای متفاوت در پی هر صورتی سیرتی نهفته است و دلی گاهی به وضوح میشود در لابلای شادی ظاهری ادمها رنگ پر زنگ غصه را دید و گاهی هم میشود با شادی ناب انها شاد شد خندید..و غصه ها را بدرود گفت و چه زیباست وقتی با لبخندهایمان 54875487 شادی را به چشمان یکدیگر هدیه کنیم و میشود غصه ها را برای خودمان نگاه داریم 54875487 هرچند که خاطرات دفتر زندگیمان همیشه افکارمان را بدرقه میکند و گاهی میازارد اما میشود به جای اشک امید را به چشم و دلمان هدیه کرد 54875487
 54875487


منبع:
http://kolbehdarvishy.blogsky.com

منبع:
http://akesms.mihanblog.com


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

دوستان عزیز برای دریافت مقالات وبلاگ به صورت رایگان در ایمیلتان میتوانید در خبر نامه وبلاگ (پایین)عضو شوید دوستان عزیز در ستون بالا نام کاربری خودتون و در ستون پایین ایمیل خودتون را یادداشت کنید..





Powered by WebGozar





مجموعه وبلاگهای وابسته به ما
بزرگترین وبلاگ مقاله کشاورزی در ایران
بزرگترین وبلاگ مقاله کشاورزی در میهن بلاگ
گیاهان دارویی
جدیدترین مقالات آبیاری
اکولوژی
ترویج و آموزش کشاورزی
خاکشناسی
گالری عکس گلهای آپارتمانی,گلکاری,باغبانی
آفات و حشره شناسی
بیماریهای گیاهی
اقتصاد کشاورزی و توسعه پایدار
امور دامی شیلات و زنبور داری
تکنولوژی در کشاورزی
باغبانی و درختکاری
سبزیکاری
علف های هرز
فضای سبز,درختان زینتی گلهای زینتی
کود دامی کود شیمیایی کود سبز کود حیوانی
گلخانه
باغبانی گلکاری ، کاشت ، گلهای زینتی
گیاهشناسی
علف کش قارچ کش حشره کش سم
ماشین های کشاورزی
هورمون های گیاهی
مقاله کشاورزی1200
مقاله کشاورزی MohaIran
مقاله کشاورزی4400
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری1
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 01
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 2
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 3
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 4
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 5
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 6
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 7
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 8
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 9
مقالات کشاورزی شیلات و دامپروری 10
دانلود و معرفی جدیدترین نرم افزار ها
رنگارنگ
-free download soft & game & theme,sms,clip,music,driver,crack full,keygen,serial number
بزرگترین وبلاگ سرگرمی ایران
نرم افزار
مقاله کشاورزی
مرکز دانلود
جدیدترین قالب وبلاگ ( بلاگفا میهن بلاگ بلاگ اسکای و زیبا بلاگ پرشین بلاگ)