عید
رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد وصد حیف که آن رفت
خداوند در این یکماه فرمان مبارزه با پاره ای از
حیوانیت ما را صادر کرد تا در پرتو آن غلبه بر حیوانیتمان را تمرین کرده باشیم.
نمی دانم چه قدر موفق بوده ایم.حداقل می توان گفت :خوشا آنان که این فرمان خداوند
را شنیدند واطاعت کردند وبدا به حال کسانی که آن را نشنیده گرفتند و در حیوانیت
خود غرق بودند و اندکی هم ازآن کنده نشدند....
عید اطاعت وبندگی را به همه شما مؤمنان تبریک وشاد
باش عرض می کنم...
5487
بی بهانه سلام ، 5487
مــن خوبم ،
5487
گلایه ای نیست ،
5487
قلبم می تپد ،
5487
نگاهم می بیند ،
5487
چرا اینگونه نگاهم می کنی ؟!
باور کن ...
هنوز هم وقتی دلتنگ میشم آرام و بی صدا اشک می ریزم ،
5487
هنوز هم حرفهـــایم 5487 طعم دوست داشتن می دهد ،
چرا اینگونه نگاهم می کنی ؟!
5487
به گندم زار سوگند ...
5487
هنوز هم بی صبرانه روز را سپری می کنم به امید شب ،
5487
هنوز هم شب غـــزل می شوم ، تا تو تــــرانه برویی،
به مـــــاه سوگند من همون ساقیت هستم ، که دیوانه وار مـــــاه را می پرستید !
5487
54875487 54875487
5487
بسم الله الرحمن الرحیم
5487أَوَکُلَّمَا عَهَدُواْ عَهْداً نَّبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ
5487« آیا چنین نبود که هربار آن یهودیان، (با خدا و پپامبرش) پیمانى بستند جمعى
5487از آنان، آن را دور افکنده و مخالفت کردند؟ آرى بیشتر آنان ایمان نمی آورند.» 5487
5487
5487وَلَقَدْ أَنْزَلْنَآ إلَیْکَ ءَایَتٍ بَیِّنَتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلّاَ الْفَسِقُونَ
5487« ( اى پیامبر) ما آیات روشنى را به سوى تو فرستادیم که جز فاسقان، کسى به
5487آنها کفر نمی ورزد.» 5487
5487ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام ... 5487
5487ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده، همانگونه که بر کسانیکه
5487قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزگار شوید
5487 منبع : سوره بقره
عید سعید فطر بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد
5487
5487
5487
5487
5487
5487
سلامت وشاد و موفق باشید
در پناه یکتای بی همتا 54875487 54875487
5487
آه که خیلی خیلی دلم گرفته. نمیدونم چرا بعد از این 54875487دو روز 54875487که به کلبه نیامدم 54875487چرا باید اینقدر ناامیدانه بنویسم. میدونم این نوشته ام خیلی غمگینه، اما چاره ای نیست چون هوای دلم حسابی گرفته و بارانیه ، اگرچه به ظاهر خندانم و با همه خوش و بش می کنم. اما دلم حال و هوای دیگه ای داره....
54875487
به قول اون شاعر که نمیدونم کیه:
" میان جمعم من ولی دلم تنهاست
لبم چو گل خندان، دو دیده ام دریاست
لب از برون خندد، دل از درون گرید
ز برق چشمانم نشان غم پیداست
تو شاهدی ای غم.... 54875487 54875487
54875487
54875487

در یکی روز عجیب،مثل هر روز دگر، خسته و کوفته از کار، شدم منزل توی یک شهر غریب، فرصتی عالی بود، بهر یک شکوه تاریخی پر درد از او .........پس به فریاد بلند، حرف خود گفتم من:با شما هستم من! خالق هستی این عالم و آن بالاها ...... !من چرا آمده ام روی زمین؟شده ام بازیچه ، که شما حوصله تان سر نرود؟بتوانید خدایی بکنید؟ و شما ساخته اید این عالم ، با همه وسعت و ابعاد خودش ، تا به ما بنمائید ، قدرت و هیبت و نیروی عظیم خودتان ؟؟؟؟هیبتا ، ما همگی ترسیدیم ! به خداوندیتان ،تنمان می لرزد ...... !چون شنیدیم ز هر گوشه کنار ، که شما دوزخ سختی دارید ، ...... آتش سوزنده و عذابی ابدی !و شنیدیم اگر ما شب و روز ، ز گناهان و ز سر پیچی خود توبه کنیم ، چشممان خون بارد ، و بساییم به خاک درتان پیشانی ، و به ما رحم کنید ، و شفاعت باشد و صد البته کمی هم اقبال ، حور و پردیس و پری هم دارید ......تازه غلمان هم هست ، چوت تنوع طلبی آزاد است !من خودم می دانم که شما از سر عدل ، بخت و اقبال مرا قرعه زدید ، همه چیز از بخت است ! شده ام من آدم ، اشرف مخلوقات ، (راستی حیوانات ، هر چه کردند ندارد کیفر؟)داشتم خدمتتان می گفتم ، قسمتم این بوده ، جنس من مرد شده ! آمدم من دنیا ، پدرم این بوده ، که به من گفت : پسر ! مذهبت این باشد ، راه و رسم و روشت این باشد !سر نوشتم این بود ، جنگ و تحریم و از این دست نعم ..... !هر چه قرعه من آمد ! راستی باز سوالی دارم ، بنده را عفو کنید .توی آن قرعه کشی ، ناظری حاضر بود ؟
54875487
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهاییم روئیدی با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد ازعبورتلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی ازجنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردمنمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا؟ شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا؟ تا کی؟ برای چه؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفتکسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد! ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست و من در اوج پائیزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک ابرنمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت و پروانگی مان بازبرای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
آرزومند ارزوهایتان
54875487دل آرام است،بیقرار است،سرگشته است. خسته ازتمامی تکرارهای روز مرگی حیران به دنبال چیزی است. به دنبال عظمتی که حیرانش کرده است. زیباییی که به سجده اش در آورده است. حقیقتی که به سجده اش در آورده است. حقیقتی که او را چنین متلاتم کرده است. دل از هوای گرفته این دنیا خسته است،پژمرده است. این روزمرگیها برایش ملال آوراست. بدنبال چیزی است ورای همه اینها،چیزی تا آسوده اش او را از چنگ خستگی وملال برهاند. \" دل هوای کوی دوست دارد\" واین گونه است که انسان خاضعانه رو به سوی دوست می گذارد،درد دل خود را به سوی خدا می گشاید، سفره دل را نزد او می گستراند ودست نیاز به سوی او می برد برای دریافت جوابی در سکوت هراسناک جهان: تا درد خود را با در میان نهد ونیاز خویش فقط به آستان کوی او بیان کند، تا همه ی اضطرابها واضطرارها خود را عاجزانه از او طلب کن، هر که جز او نه سزاوار پرستش است ، وهرکه جز او ناتوان وفناپذیر وخود را عاجزانه مستحق ترحم وتنها اوست که منشا رحمات بی منتها است. ودررحمتش هیچگاه به روی بنده ای بسته نمی شود: \" نقص ومنقوص همه از ناحیه بنده است.\" علی ابن الحسین زین العابدین (ع) دردعای ابو حمزه ثمالی که آن حضرت در سحرهای ماه رمضان می خواند است، چنین به خدای خود می گوید: اللهم انی اجد سبل المطالب الیک مشرعه بارالها،من جاده های طلب را به سوی تو بازو صاف. ومناهل الرجاء الیک مترعه وآبشورهای امید تورا مالامال می کنم. والاستعانه بفضلا لمن املک مبا حه وابواب الدعاء الیک للصارخین مفتوحه وکمک خواستن از فضل ورحمت تو را مجاز، ودرهای دعا را برای آنان که تو را بخوانند واز تو مدد بخواهند باز وگشاده می کنی. واعلم انک للراجین بموضع اجابه وبه یقین می دانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان، وللملهوفین بمرصد اغاثه و در کمین پناه داده به پناه خواهندگان هستی وان فی اللهف الی جودک والرضا ء بقضائک غوضا\" من منع ونیز یقین دارم که به پناه بخشندگی تو رفتن وبه قضای تو رضا دادن کمبودهای بخل وامساک... الباخلین ومندوحه عما فی ایدی المستاثرین بخل کنندگان وظلم وتعدی ستمکاران راجبران می کند. وان الرجل الیک قریب المسافه وهم یقین دارم آنکس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی به سوی تو ندارد. وانک لا تحجب عن خلقک الا ان تحجبهم العمال دونک ویقین دارم چهره تودر پرده نیست، این آمال واعمال ناشایست بندگان است کهدحجاب دیده آنها می گردد. ای کریمی که بخشنده عطایی وای حکیمی که پوشنده خطایی وای صمدی که از ادراک خلق جدایی وای قادری که خدایی را سزایی جان مارا صفای خود ده ودل مارا هوای خود ده وچشم مارا صبای خود ده و مارا آن ده که آن به الهی !عذر مارا بپذیر ، برعیب های ما مگیر الهی !خواندی تأخیر کردم الهی !فرمودی تقصیر کردم الهی !عمر خود را برباد کردم وبرتن خود بیداد کردم الهی!بساز کار من ،منگر به کردار من ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی پادشاها ! اگر گریخته بودم بر خوان لا تقنطوا تو نشاندی الهی! بر سر از خجالت گرد داریم ورخ از شرم گناه زرد داریم الهی! بر تارک ما خجالت نثار مکن و مارا به بلای خود گرفتار مکن. *** سحر*** سحر نسیم عافیت زکوی دوست می وزد سحر صبا به نکهتی زبوی دوست می وزد سحر چراغ آرزو چو آفتاب می دمد سحر جمال آینه درون آب می دمد سحر به چشم عاشقی سلام وصل می چکد سحر به یاد زلف او فلک رکاب می زند صبا سبوی عاشقی به التهاب می زند زنیمروز آفتاب هدیه به حله می رسد سحر سپاه صبحدم فرا زقله می رسد سحر سجود عشق را عروج واره می کند سحر حجاب نور را به شوق پاره می کند تودر جناب نور و می،سحر خضوع می کنی به باده سجده می بری، به گل رکوع می کنی چه فتنه ایست این سحر که چشم یار می کند لبش به نشأه می برد دمش خمار می کند حلاوتی به لعل او که زار می کشد هلا چه فتنه ایست این سحر که یار می کشد هلا به نام چشم مست او شراب در پیاله کن مذاق تشنه مرا به چشم او حواله کن بیار شرب تلخ را مذاق را مضیق کن غبار صحو را ببر رماد را حریق کن بیار نقش یار را که وقت سرخوشیست هین بیار جام باده را که تیغ غم کشیست این از آن عقیق لاله گون در این نگین جام زن پس آتشی زسکر می در این حزین خام زن سحر به یاد زلف او فلک رکاب می زند صبا سبوی عاشقی به التهاب می زند میان آب و آینه چو گل کرشمه می کند هزار دشت شوره را هزار چشمه می کند شکنج شب گرفته را به عشوه شانه می زند سحر میان چشم او خدا نهفته می شود بهار آب و نسترن از او لطیفه می شود سحر میان چشم او خدا خلیفه می شود در آفتاب آرزو صدای او ،صدای من سحر به روی دست او منو خدا ،خداو من در التهاب عاشقی صبا پیام ما رسان به چشم و خط و خال او سحر سلام ما رسان بگو به جز به یاد تو سپیده سر نمی زند غریب شهر آرزو در سحر نمی زند پرنده دلم چنان اسیر دانه تو شد فتاده در میان خون و بال و پر نمی زند دل خراب من از این خراب تر نمی شود که حنجر غمت از این خراب تر نمی زند به چشم مست او بگو مرا زدی به تیر غم غزال صبح آرزو بتاز در کویر غم غریق بحر آتشم خلیل و نوح من تویی خمار جام بی غشم شراب روح من تویی کویر جان مرده را تو چون مسیح تر نما زبان الکن مرا به می فصیح تر نما صدای سکر باده را به بوسه ای علاج کن بیا متاع عشق را در این سحر حراج کن جمال آب و آینه سحر جمیله می شود میان دستهای ما خدا وسیله می شود اگر نسیم بگذرد سحر فسانه می شود میان چشمهای ما خدا بهانه می شود بر این شکسته دل ردای عشق می کنم سحر تمام خویش را فدای عشق می کنم. باقبولی طاعات وعبادات به همه هم عزیزان "

54875487
54875487 54875487
54875487

تحلیلی بر میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاستجمهوری افغانستان
نویسنده: نصر
سر انجام کمیسون مستقل انتخابات، شمارش آراء انتخابات ریاست جمهوری را به پایان رساند و نتایج اولیهی آن را اعلام نمود. نحوهی برگزاری انتخابات در افغانستان، 54875487 شمارش آراء و اعلام نتایج آن هر کدام در جای خود درخور توجه و بررسی است. اما آنچه که در این میان بیش از همه جلب توجه نموده، میزان مشارکت مردم در انتخابات است؛ موضوعی که از همان روز برگزاری رأیگیری توجه کارشناسان و ناظران مسائل افغانستان را به خود معطوف نمود. 54875487 54875487
براساس نتایج نهایی شمارش آراء و اعلام کمیسیون انتخابات افغانستان از 15 میلیون رای دهندهای که انتظار میرفت در دومین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند، نزدیک به شش میلیون نفر ( 5918000 ) در انتخابات شرکت کردهاند، یعنی 38 ممیز 70 در صد کل رای دهندگان. بر اساس این آمار، بیش از 58 درصد رأیدهندگان زنان بودهاند و میزان مشارکت مردان حدود 38 درصد تخمین زده شده است. (۱) در مورد همین تعدادی که طبق اعلام کمیسیون در انتخابات شرکت کردهاند، نیز گمانهزنیهایی مبنی بر رأیسازی به نفع بعضی از کاندیداها وجود دارد. به عنوان مثال گروه نظارتی اتحادیه اروپا بر انتخابات افغانستان میگوید، 1.1 میلیون رای به نفع حامد کرزی، رئیس جمهور کنونی افغانستان به صندوق ها ریخته شده است. همچنین سه صد هزار رای دیگر به نفع عبدالله عبدالله، رقیب اصلی آقای کرزی و 92 هزار رای دیگر نیز به نفع رمضان بشردوست که در جایگاه سوم قرار دارد، به صندوقها ریخته شده است. (۲) اگر این ادعا پذیرفته شود، میزان مشارکت از ۳۸.۷۰% به ۲۹.۴۵% کاهش مییابد. 54875487
54875487 جدا از اینکه مشارکت پائین مردم در انتخابات چه پیامدهایی را از نظر مشروعیت و اقتدار برای دولت آینده به ارمغان میآورد، ریشهیابی و واکاوی این مسأله حقایق تلخی از وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور افغانستان به نمایش میگذارد که نباید مورد غفلت قرار بگیرد. شاید بازگو نمودن این حقایق به مذاق مردم ما خوش نیاید و بر رنجهای آنان بیفزاید، اما برای درمان هر دردی ابتدا تشخیص و شناسایی آن درد لازم است گرچه برای بیمار خوشآیند نباشد.
54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 معمولا هر رخداد منفی در جامعه ناشی از وجود نابسامانیهایی در ساختار بخشهای مختلف آن جامعه است. شرکت بسیار کم مردم در انتخابات را نیز میتوان به عنوان یک پدیدهی منفی ناشی از اوضاع نابسامان کشور در عرصههای گوناگون از جمله سیاست و اقتصاد دانست که خود را در چهرهی فقر و ناامنی نشان داده است و یا اینکه فقر و ناامنی را میتوان از مهمترین نمودهای آن به شمار آورد. 54875487
فقر
در افغانستان برخی ناامنی را علت فقر میدانند و برخی فقر را علت ناامنی. گروه اول معتقدند که اگر در کشور کار به اندازهی تمام بیکاران وجود داشته باشد تا آنان بتوانند قوت لایموت خود را از راه مشروع و حلال به دست آورند، هیچ وقت مجبور نمیشوند که به گروه دهشتافکن طالبان بپیوندند و یا داوطلب عملیاتهای انتحاری شوند. فقر که خود زایدهی بیکاری است عدهای را مجبور میکنند که روز به روز به تعداد طالبان بیفزایند و صفوف آنان را محکمتر کنند. همچنین اگر کارکنان ادارات دولتی به اندازهی کافی معاش داشته باشند، به هیچ صورت دست به فساد و رشوهخواری نمیزنند. شما نیز میتوانید نمونههای دیگری از ناامنی را که ریشه در فقر و ناداری مردم دارد مثال بزنید. گروه دوم عکس گروه اول ناامنیها را دلیل تمام بدبختیها و فقر قلمداد میکنند. اینان عقیده دارند که اگر شرارتهای طالبان و فسادهای موجود در ادارات و مواردی از این دست نبود، کشور با کمکهای بین المللی میتوانست زیرساختهای اقتصادی را بازسازی و زمینه را برای فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی فراهم کند، معادن که افغانستان انواع مختلف آن را به صورت دستنخورده دارد مورد بهرهبرداری قرار میگرفت، زمینهای حاصلخیز افغانستان به جای کشت کوکنار که خود یکی از عوامل ناامنی افغانستان به شمار میرود زیر کشت انواع محصولات کشاورزی قرار میگرفت و علاوه بر تأمین احتیاجات داخلی صادرات افغانستان را به خارج افزایش داده و تراز بازرگانی این کشور را مثبت مینمود. خلاصه اگر ناامنی نبود، افغانستان با زمینههای مساعد اقتصادی که داشت، خیلی زود میتوانست بر فقر و بدبختی چیره شود و گرد و غبار ناداری را برای همیشه از خود و مردم خود بزداید.
نگارنده بر پندارهای هر دو گروه صحه میگذارد، زیرا معتقد است که ارتباط فقر و ناامنی در افغانستان، دوسویه و متقابل است. به همان میزان که فقر روی ناامنی تأثیر میگذارد، خود از ناامنی متأثر میشود. این ارتباط را هم در تمام نمونههای مطرح شده از سوی هر دو گروه میتوان به وضوح مشاهده کرد و هم در مواردی دیگر از جمله همین انتخابات اخیر (دومین انتخابات ریاست جمهوری) که محور گفتگوی این نوشته است. 54875487
فلسفه وجودی دموکراسی یا حکومت مردم سالار، یافتن راهی برای سهیم ساختن مردم در امر حکومت و 54875487 جلوگیری از تعامل زر و زور و تزویر برای به استبداد کشاندن حاکمیت است که خود بزرگترین مصداق ناامنی در یک جامعه به شمار میرود. این ایده زمانی عملی میشود که مردم نقش فعال و حضور پررنگ برای تحقق و دفاع از دموکراسی داشته باشند. تودهی مردم هم، زمانی میتوانند به دموکراسی و مطالبات لطیفتر بیندیشند که فکر و ذهنشان گرفتار نان شبشان نباشند. اگر دست و پای دموکراسیطلبان و مدافعان مردمسالاری به زنجیر فقر و بیچارگی بسته شود و فکرشان در زندان تنگ معیشت گرفتار آید، نه تنها به سرای دموکراسی قدم نمیگذارند، بلکه برای فکر و مخیلهشان نیز گذر از آنجا را مجاز نمیشمارند. 54875487 54875487
به میزان اندک مشارکت مردم در دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که دومین تمرین دموکراسی در این کشور به حساب میآید، نیز میتوان از این زاویه نگاه انداخت. عامل اصلی مشارکت بسیار کم مردم در پای صندوقهای رای را نمیتوان تنها در تهدیدهای طالبان و یا عدم اعتماد به سیاستمداران و عدم رضایت از دولتمردان جستجو کرد، بلکه برای یافتن آن باید سراغ تودهی مردم نیز رفت و افکار آنان را مورد مداقه قرار داد. عدم درک صحیح از ضرورت مقولهای به نام مردمسالاری در افغانستان برآیند تمام آن چیزهایی است که میشود از افکار مردم خواند. البته این به معنای توهین به شعور سیاسی بسیار بالای مردم افغانستان تلقی نشود، زیرا نگارنده به عنوان یک افغانستانی معتقد است که مردم افغانستان از درک و شعور سیاسی فوق العادهای برخوردارند. اما شرایط بد اقتصادی و دغدغههای معیشتی و در یک کلام فقر، مجال اندیشیدن به مقولات دیگر از جمله دموکراسی را از مردم ما ربوده است. اگر به مصاحبههایی که رسانههای مختلف با مردم راجع به انتخابات و خواستههای آنان از کاندیداها انجام میدادند، توجه کرده باشید، مردم باالاتفاق دو خواسته داشتند: یکی کار و دیگری امنیت. این دو خواسته چنان اذهان را به خود مشغول ساخته بود که اجازه نمیداد مردم به موضوع فراتر از آن بیندیشند و آن اینکه کار و امنیت زمانی حاصل میشود که یک حکومت مشروع و لایق به وجود بیاید و این حکومت هم در صورتی به وجود میآید که مردم نقش فعالانه در عرصهی انتخاب داشته باشند. به هرحال، میزان حضور مردم در انتخابات بهترین گواه بر ادعای فوق است.
در یک کلام، فقر فرصت اندیشیدن راجع به ضرورت انتخابات را از مردم سلب میکند و پی نبردن به اهمیت انتخابات، حضور را کمرنگ میسازد. نتیجهی این دو دولتی را به وجود میآورد که نه تنها با تهدیدها و ناامنیهای بیرونی مقابله نمیتواند، بلکه از درون خود دچار انواع فساد و ناامنی میگردد. اینجا است که دایرهی فقر و ناامنی به هم متصل میشود. 54875487 54875487
ناامنی
وقتی از ناامنی در افغانستان سخن گفته میشود، همهی ذهنها متوجه طالبان و اقدامات خرابکارانهی آنها میشوند. از مردم عادی گرفته تا دولتمردان داخلی و نیروهای بین المللی نابودی طالبان را آغاز دوران شکوفایی، امنیت و مدینهی فاضله در افغانستان قلمداد میکنند. کمتر کسی به خود اجازه میدهد که مشکل امنیت را فراتر از وجود طالبان تصور کند و یا مشکل طالبان را مشکل ردهی دوم و حتی سوم که زایدهی ناامنیهای اصلیتری در درون حاکمیت است، بدانند. 54875487
بدون شک طالبان مشکل بزرگی در راه امنیت و ثبات افغانستان به حساب میآید، اما مهمتر از آن، عناصری است که تضمینکنندهی بقا و دوام طالبان و تفکر طالبانی است. برای نابودی طالبان تنها استفاده از ابزارهای نظامی کافی نیست، چون این نوع ابزارها تنها سرشاخهها را قطع میکنند ولی ریشهها همچنان پابرجا باقی میمانند. پس باید تدابیری سنجید که ریشههای این پدیده را خشکاند.
در مورد ریشههای این پدیده، دولت افغانستان، کشورهای همسایه و نیروهای بین المللی اتفاق نظر ندارند. دولت افغانستان برخی از کشورهای همسایه را ضامن بقای طالبان میداند، بعضی از کشورهای همسایه نیروهای بینالمللی را عامل تداوم حضور و تقویت طالبان قلمداد میکنند و نیروهای بینالمللی ضعف و ناتوانی دولت افغانستان و همچنین دخالت برخی کشورهای همسایه را در این قضیه دخیل میدانند. 54875487
شاید همهی این ادعاها به نحوی درست باشند، اما از نظر درجهی اهمیت متفاوتند. اگر بخواهیم هر کدام از این مشکلات را از نظر میزان اهمیت و نقشآفرینی آن در بیثباتی افغانستان رتبهبندی نمائیم، مشکل طالبان در رتبهی سوم، دخالت همسایگان و کارشکنیهای نیروهای بین المللی در رتبهی دوم و ضعف و ناتوانی دولت افغانستان در رتبهی اول قرار میگیرد. اگر طالبان هنوز قادر به اجرای عملیات خرابکارانه در مناطق مختلف افغانستان حتی کابل که در حصار شدیدترین تدابیر امنیتی قرار دارد، است، ریشهی اصلی آن را باید در ادارات فاسد دولتی جستجو کرد. اگر صفوف طالبان روز به روز گستردهتر میشود، زمینههای آن را باید در وضعیت نابسامان اقتصادی کشور و ساختارهای فاسد آن ردیابی نمود. اگر کشورهای بیگانه و یا احیانا همسایه به راحتی میتوانند در مسائل داخلی کشور دخالت کنند، مقصر اصلی آن را باید نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و دیپلوماسی کشور دانست. اگر نیروهای بین المللی و ناتو در انجام وظایفشان کارشکنی میکنند، علت اصلی آن به عدم درایت و قاطعیت دولت افغانستان برمیگردد. خلاصه اینکه تمام این نابسامانیهای امنیتی در داخل افغانستان و در دایرهی حاکمیت دولت صورت میگیرد و این دولت است که باید اجازهی بروز چنین مشکلاتی را ندهد. 54875487 54875487
وقتی در کشوری دولت و ارکان آن از سلامت کافی برخوردار نباشد، نه امنیت سیاسی در آنجا وجود دارد، نه امنیت اقتصادی و نه اقتدار بین المللی. در این صورت است که کشور محل تاخت و تاز عناصر نامطلوب داخلی از یکطرف، دستاندازی بیگانگان و طماعان خارجی از جانب دیگر قرار میگیرد. نگارنده معتقد است خطری که یک کارمند فاسد در ادارات دولتی برای کشور دارد به مراتب بیشتر از خطر یک طالب مسلح در سنگر نبرد است. تهدیدی که از ناحیه یک کارمند فاسد متوجه امنیت کشور میشود به دفعات بیشتر از تهدیدی است که از ناحیه یک فرد انتحاری میشود. یک انتحارگر در حملهی خود ممکن است چند نفر را به شهادت برساند ولی خودش نیز با این حمله از بین میرود، اما یک کارمند فاسد خون یک ملت را میمکد و خودش هم هیچ آسیب جانی نمیبیند. بنابراین، مشکل امنیتی افغانستان پیش از آنکه به طالبان، دخالت همسایگان و کمکاری نیروهای آیساف برگردد، به ساختار فاسد و مدیران نالایق داخلی برمیگردد. امروز مشکل امنیتی ما طالبان نیست، بلکه ادارات فاسد و مدیران معاملهگر و رشوهخوار ما است. 54875487
حال برگردیم به رابطهی ناامنی و عدم شرکت در انتخابات. مردم زمانی در یک پروسهای مشتاقانه شرکت میکنند که امیدی به آیندهی آن پروسه و تأثیر خودشان در آن داشته باشند. اگر برای مردم روشن شود که شرکتشان نه تنها تأثیری ندارد، بلکه زمینه را برای سوء استفادهی عدهای فراهم میکنند، تمایلی به شرکت نشان نمیدهند. داستان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز همین است. مردمی سرخورده از سالها جنگ و تبعات ناخوشایند آن، آرزوی کشوری را در سر میپروراندند که در آن حداقل نانی برای خوردن، سرپناهی برای سکنی گزیدن، بازاری برای کسبیدن، امنیتی برای زیستن و حرفی برای گفتن داشته باشند. شاید در اولین دور انتخابات به همین امید شرکت کردند. اما هرچه زمان به جلو رفت، امیدها نیز به یأس نزدیکتر شد. رشد فساد و رشوهخواری در ادارات و ارگانهای دولتی سرعت، طالبان قدرت و بیکاری رونق گرفت. مردم همهی به اصطلاح تلاشهای دولتمردان را برای ایجاد امنیت، اشتغال و رفاه از خرید و فروش پستهای دولتی گرفته تا خرید و فروش تذکره، پاسپورت، مدارک تحصیلی و ... به چشم خود دیدند و مشکلات مختلفشان را در ادارات نه به وسیله کارمندان محترم، بلکه به وسیلهی اسکناسهای صد، پانصد، هزار و بیشتر از هزار افغانی حل کردند. بازار افغانستان رونق گرفت اما نه بازار کالاها و خدمات، بلکه بازار فروش مقامات و اسناد دولتی. 54875487
برآیند همهی این تلاشها چیزی نبود جز یأس و سرخوردگی مجدد مردم که بازتاب آن را در دومین انتخابات ریاست جمهوری همگان دیدیم. برای بسیاری از مردم انتخابات معنا و مفهومی نداشت و آنان صد افغانی مزد یک روز کارگری خود را بر شرکت در انتخابات و تعیین سرنوشت ترجیح دادند. واقعا هم انتخابات برای آنها معنا نداشت چون امیدشان به آینده را از دست داده بودند. اینجا بود که تهدید طالبان نیز مؤثر واقع شد، زیرا از دید بسیاری از مردم شرکت در یک کار بیهوده 54875487 ارزش به خطر انداختن جان را نداشت. این ناامنیهای موجود در ساختار حکومت بود که مردم را نسبت به انتخابات دلسرد نمود نه خطر تهدید طالبان. مردم افغانستان بارها ثابت کردهاند که اگر امیدشان را نسبت به درستی هدف از دست ندهند، از هیچ خطری نمیترسند. 54875487
54875487در پایان یادآوری این نکته ضروری است که حل مشکل فقر و ناامنی در افغانستان جز به دست خود مردم افغانستان امکانپذیر نیست. مردم باید با حضور در صحنه به خصوص انتخابات نقش مؤثری در تعیین دولت سالم ایفا کنند تا از این طریق بتوانند به ناامنیهای موجود در درون حاکمیت که سرمنشأ همهی ناامنیهای دیگر است، پایان دهند. به امید آن روز و افغانستان سربلند.
پینوشت:
1. 54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 54875487 http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/09/090915_dn_result_final_election_vote.shtml
۲ همان